تا آخرین فرجام سیرابم کن
نیایش حیکمانه در گذرِ زمان
این تابستان، سفری به گذشته را آغاز کردم مروری دوباره بر تمام دفترچه های خاطراتم. همچنان که قلم در دست دارم، گام به گام در صفحات دست نویس جوانیام پیش میروم، آنها را به واژههایی دیجیتالی بدل میکنم تا در آینده، آسانتر بتوانم به آنها بازگردم.
این کار را تمرینی نیکو برای جان خود یافتهام؛ سفری دوباره در میان لحظاتی از فریادهای روحانی و روزنههای امید، تیرگی و تابش، تردید و استواری، اشکها و لبخندها. و این بازگشت، شعلهٔ سپاسگزاری را در وجودم برافروخته است سپاسی عمیق برای فیض بیکرانی که در گذشته دریافت کردهام، مهربانیِ بیهمتای خداوند در زندگی جوان که بارها لغزید، اما با شوقی بیدریغ، او را میجست.
آنچه در خاطراتم ثبت کردهام، چیزی از جنس شاهکاری های روحانی بزرگ نیست؛ من دیوید برینارد، هنری مارتین یا رابرت موری مکشین نیستم. اما درس فروتنی، هدیهای است که این صفحات نیز به جان من بخشیدهاند.
در پرتو تأملاتی که اخیراً بر مزمور ۹۰ داشتهام، این بازخوانی خاطرات گذشته، حقایقی را که پیش از این دریافته بودم، مهری تأیید میگذارد؛ زندگی بر زمین، گذرا و سرعتِ شتابان دارد (چگونه ممکن است که بیش از سی سال از ثبت این نوشتهها گذشته باشد؟)، آکنده از رنج و سختی است. آنچه در جامعه ۱۱: ۸ آمده است، در زندگی من تحقق یافته؛ «روزهای ظلمت بسیار خواهد بود» بیش از آنچه در آغاز این سفر نوشتاری انتظارش را داشتم.
اما در میان این صفحات که از روزهای زودگذر و سختیهای بیشمار حکایت دارند، پژواکی از نیایش عظیم موسی را نیز پیش چشمم می بینم. دو تمنای ژرف، بارها و بارها در این خطوط خود نمایی می کند؛ ای خداوند، مرا از خود سیراب ساز (مزمور ۹۰: ۱۴) و ای خداوند، کارهای خود را بر من نمایان بساز (مزمور ۹۰: ۱۶). و این تمنای قلبی، تنها در من نیست؛ بلکه از دیرباز، سرود هر جان مشتاقی بوده که امید خود را در خدا نهاده است.
اشتیاق ژرف درون ما
در دو بخش نخست این دعای شاعرانه، موسی زندگی گذرای ما را از چشم انداز پروردگار به تصویر می کشد و سپس همراه ما در اندوهی میماند که از زیستن در سایهٔ لعنت تجربه می کنیم؛ لعنتی که با بیهودگی، مرگ آفرینی گناه، و زوال همراه است. اما در بخش پایانی، موسی راهی برای ابراز عمیق ترین تمنای جان ما میگشاید تمنای که خداوند وعده داده است روزی به تمامی کمال تحقق بخشد، آنگاه که تمامی خلقت را «از بندگی فساد رهایی خواهد یافت و در آزادی پر جلال فرزندان خدا سهیم خواهد شد.» (رومیان ۸: ۲۱).
«ما را از حضور خویش سیراب ساز»
به عبارات زیبا که بیانگر اشتیاق روحانی هستند، گوش بسپارید:
«خداوندا، برگرد! تا چند؟بر بندگانت شفقت فرما. صبحگاهان ما را از محبت خود سیر کن تا تمامی عمرمان شادمانه بسراییم و شادی کنیم. شادمانمان گردان در عوض روزهایی که مبتلایمان ساختی، و سالهایی که بلا دیدیم.» (مزمور ۹۰: ۱۳ - ۱۵).
آیا حتی با وجود بهره مندی از حظور خداوند، خود را در شرایط نمییابید که با این دعاها هم صدا شده و بگویید «آری، ای خداوند!»؟ این دعاها از زبان مردی بیان شده که در میان سایر انسانها، یکی از نزدیک ترین تجارب را با حضور مستقیم و مکشوف خدا داشته است. خداوند با موسی «همچون دوست با دوست سخن گفت» (خروج ۳۳: ۱۱). و با این حال، موسی هم چنان در پی نزدیکی بیشتر با خداوند است؛ او اشتیاقی عمیق برای دریافت فیضی گستردهتر دارد. اما این تمنای او صرفاً شخصی نیست، بلکه در برگیرندهٔ تمامی مقدسین است. و نیایش نهایی او چنین است «جلال خود را بر من بنمایی.» (خرج ۳۳: ۱۸).
در ادامه، این تمنا و اشتیاق موسی در چارچوب شادی از زبان داوود بیان می شود؛ رضایت و شادمان. اما نه آن رضایت و شادمانی که از امور زمینی حاصل می شود (مزمور ۴: ۷)، بلکه او به دنبال ثروت حقیقی و گنج واقعی است. پاداش عظیم را میخواهد، عمیقترین اشتیاق قلبش را، آن چیزِ که باعث شد متحمل چنین نکوهشهای دردناک زمینی شود (عبرانیان ۱۱: ۲۶)؛ قلبش به دنبال خود خداوند می تپد. زیرا به خوبی واقف است که رسیدن به خود خداوند، تمامی رنجهای او و قومش را نه تنها جبران میکند، بلکه بی نهایت فراتر از آنها خواهد بود. در شخصیت موسی، نمونهٔ از نسخهٔ عهد قدیم آنچه را که امروز لذت روحانی در مسیح مینامیم، مییابیم.
کارهای خویش را بر ما مکشوف ساز
در این ابیات از مزمور، در واقع واپسین بخشهای دعا که نمایانگر اشتیاق عمیق موسی است را می توان مشاهده کرد:
«اعمال تو بر بندگانت نمایان شود
و کبریایی تو بر فرزندان ایشان.
لطف [جمال] خداوندگار خدای ما بر ما باد!
عمل دستهای ما را برایمان استوار گردان؛
آری، عمل دستهای ما را استوار گردان.» (مزمور ۹۰: ۱۶ – ۱۷).
موسی مشتاق تجربهٔ هرچه بیشتر جلال خداوند در قلب خویش است، اما در عین حال، آرزومند است که جلوهٔ بیشتری از جلال پروردگار را در تجربهٔ خارجی و واقعیت عینی خود مشاهده کند. او چیزهای بسیاری را به چشم دید بسیار بیشتر از آنچه اکثر ما تجربه کرده ایم. اما همچنان خواهان بیشتر بود. او آرزو داشت که قدرت پرجلال خداوند، بیش از پیش در این جهان گسترده شود.
آیا این حقیقت شما را نیز بر آن نمیدارد که با تمام وجود فریاد برآورید «آری، ای خداوند!»؟ زیرا میزان مشاهدات ما اهمیتی ندارد. در دفترهای خاطراتم، لحظات شگفت انگیز از تجربهٔ قدرت خداوند ثبت شده است. با این حال، بارها و بارها دعا کرده ام، به نوعی تکرار مزمور ۹۰: ۱۶ «اعمال تو بر بندگانت نمایان شود.» زیرا بخشی از جلال خداوند هرگز کافی نیست. هیچ یک از ما به طور کامل سیراب نخواهیم شد تا زمانی که «زیرا همان گونه که آبها دریا را می پوشاند، جهان از معرفتِ جلالِ خداوند مملو خواهد شد» (حبقوق ۲: ۱۴).
موسی مشاهدات بسیاری داشت بسیار فراتر از آنچه اکثری از ماها تجربه کرده ایم. اما او بیش ازاین میخواست.
دلِ آکنده از حکمت
تصمیم گرفتم دفتر تا دفترهای خاطراتم را مرور کنم، زیرا اگر تا دهههای هفتاد یا هشتاد زندگی ام، بقا داشته باشم (مزمور ۹۰: ۱۰)، تا کنون دست کم سه چهارم عمر خود را سپری کرده ام. و من همچون موسی،مشتاق «دلِ خردمند» هستم (مزمور ۹۰: ۱۲) تا هرچه پیرتر می شوم، خردمند تر گردم و واپسین مراحل این مسیر را در راهی «شایستهٔ خداوند» باشد طی کنم (کولسیان ۱: ۱۰). و برای آنکه چنین باشد، باید به گذشته باز گردم، سفر زندگی و ایمان خویش را مرور کنم، تأمل و درنک عمیق تر بر هدایت خداوند در این مسیر داشته باشم.
اما نیازی به دفتر خاطرات نیست «پس ما را بیاموز تا روزهای خود را بشماریم» (مزمور ۹۰: ۱۲). آنچه لازم است، این است که هر یک از ما، به آن گونه که خداوند ما را هدایت می کند، با حقیقت زود گذر بودن عمر خود رو برو شویم و نگاهی را در دل خود بپرورانیم که از دیدگاه ازلی و ابدی او نشأت گرفته است همان که «از ازل تا ابد» هستی دارد (مزمور ۹۰: ۲). همچنین، لازم است که با دلی هشیار، به قدرت خشم او بیندیشیم، تا حضور او با ترسی آمیخته به احترام زندگی کنیم (۹۰: ۱۱) که سر آغاز حکمت است (مزمور ۱۱۱: ۱۰) و به نجاتی که در مسیح میها شده است، پناه آوریم. و بیش از همه، باید همواره دعا کنیم که او والاترین خرسندی قلبهای ما باشد و قدرت پرشکوه او، هر روز بیش از پیش در سراسر هستی جاری شود، تا آن روز که این قدرت تنها حقیقتی باشد که همه چیز را در بر میگیرد.
حقیقت با نگاه و بیان موسی است؛ در واقع این همان گوهر ناب حکمت است که سرچشمهٔ حیات خردمندانه می شود. و من، هرچه بیشتر در گذرگاههای زندگی پیش میروم، این حقیقت را عمیق تر درک می کنم. نمیتوانم ادعا کنم که دلی کاملاً آکنده از این حکمت داردم، اما همچون پولس، در این مسیر گام می نهم و میگویم «بلکه خود را به پیش میرانم تا چیزی را به دست آورم که مسیح عیسی برای آن به دست آورد.» (فیلیپیان ۳: ۱۲).
و بدین سان، هرچه سالها می گذرد، بارها و بارها به مزمور ۹۰ باز میگردم. و آن را به شما نیز توصیه میکنم. زیرا هرچه دلهای ما از حکمت آسمانی سرشار شود، «..خدای امید، شما را از کمال شادی و آرامش در ایمان آکنده سازد تا با قدرت روحالقدس، سرشار از امید باشید.» (رومیان ۱۵: ۱۳) و در تمام روزهایی که سفر کوتاه، پر رنج و زود گذر بر زمین داریم ما را همراهی می کند.